دوستداران رنگ
شما از چه رنگی خوشتان میآید؟!
من؟! من؟! … بگذارید فکر کنم … آهان! از آبیی که قرمز باشد! همان آبیی که آدم را به وجد میآورد، آبی ِ رنگ بدنهی این مگس!:
یا آبی ِ رنگ کرکهای این طاووس:
از قرمزهای همان رنگی هم بدم نمیآید، مثل رنگ سینهی این پرنده:
و از زردهایش و … . راستی شما از چه رنگی خوشتان میآید؟!
وبلاگی هست (سایتی؟!) برای دوستداران رنگها به این نشانی. در این وبلاگ انگلیسی زبان (که آدم اصلی و ادارهکنندهاش یک ایرانیالاصل است به نام داریوش منصف که البته فکر میکنم فارسی نمیداند) مطالب گوناگونی راجع به رنگ و رنگها مییابیم. مطالبی مثل این: تفاوت رنگها در فرهنگها و زبانهای مختلف، یک افزونهی فایرفاکس که رنگها را در صفحات وب برای افراد کوررنگ تصحیح میکند، این که چرا بعضی رنگها نشانهی بعضی مفاهیم خاص هستند [قرمز : رنگ خطر، آبی : پسرانه، صورتی : دخترانه و …] (۱ و ۲)، میزان استفاده از رنگ در پرچم کشورهای مختلف، زیبایی رنگ پرهای پروانهها و حتی مطالبی از قبیل این که چرا مدفوع آدمها آن رنگی است؟!.
یکی از ویژگیهای -فکر میکنم- منحصر به فرد این وبلاگ آن است که کاربران میتوانند پس از ثبت نام در آن جعبه رنگهای خودشان را درست کنند، با استفاده از آنها رنگهای اصلی عکسها و اشیاء خوش رنگ را نشان دهند و آن را در نوشتهها و نظراتشان به کار بگیرند. برای نمونه این مطلب این وبلاگ را در مورد رنگ پوسترهای تبلیغاتی فیلمهای تابستان ۲۰۰۷ ببینید:
در همین زمینهی رنگ وبلاگ دیگری هم وجود دارد برای افراد کوررنگ (به این نشانی)، که در آن هم مطالب جالبی پیدا میشود. اینها سایتهای جالبی هستند و به نظرم ارزش آن را دارند که ساعاتی را به گشت و گذار در آنها بگذارنید.
کتاب فارنهایت ۴۵۱ اثر ری بردبری

… داستان در جهانی اتفاق میافتد که خواندن یا داشتن کتاب جنایتی بزرگ محسوب میشود، این مشخصات جامعهای تحت ستم یک نظام سیاسی است که شهروندانش را افرادی مجهولالهویه و نابالغ تشکیل میدهند. قرصهای شادی بخش و داروهای مسکن و خوابآور که نسیانآور نیز هستند با صفحههای بزرگ ویدیویی بر دیوارهای منازل هرگونه دغدغهای را برطرف میکنند. آزاداندیشی در این جهان ممنوع و خطرناک است زیرا تعادل جامعه را مختل و اشخاص را ضداجتماع بار میآورد، کتاب و هرچه خواندنی است عامل اصلی این انحراف شناخته میشود. مسئولیت بازیابی و سوزاندن کتابهای باقیمانده در این نظام به عهده آتشنشانی است …. برای کشف محل اختفای کتاب از یک سگ مکانیکی استفاده میکنند که پس از یافتن کتاب صاحب آن را که دشمن امنیت ملی نامیده میشود، تعقیب کرده و به قتل میرساند. …
… من به تازگی فهمیدم که چند ویراستار کیوبیکنشین در انتشارات بالانتین، از ترس آلودهشدن جوانان، ذره ذره، هفتاد و پنج قسمت مختلف کتاب فارنهایت ۴۵۱ را سانسور کردهاند. …
دووم
از من میشنوید بازیهای خوب را هی تند تند بازی نکنید تا تمام بشود! بعداً یک وقتهایی دلتان برایشان تنگ میشود، اما چون سرانجام ِ همهی مراحلش را میدانید نمیشود دوباره بروید سراغشان. به هر حال من الان در مورد سری شاهزادهی ایرانی چنین حسی دارم. بگذریم!
یک چند وقتی هست که نمیدانم به خاطر فصل است یا چیز دیگری، حس هیچ کاری را ندارم. گاهی فیلمکی میبینم و گاهی مثل امشب مینشینم پای بازی. در مورد دووم قبلاً گفته بودم. حالا یک چند وقتی هست که تنها بازی نصب شده روی سیستمم همین یکی است که گاهی گداری، ای! سرکی به آن میزنم. امروز یک چیز باحال داخل بازی دیدم، گفتم بد نیست برای شما تعریفش کنم، بلکه چیزی هم نوشته باشم تا بعضیها باز هم از سوت و کوری اینجا اعصابشان خرد نشود و فحشم ندهند!
توی بازی دووم یک سری کمد وجود دارد که داخلشان اسلحه، مهمات و یک سری چیزهایی که حال آدم را خوب میکند 😉 (اسم فنیترش «جان» است!) پیدا میشود. اما خوب! خیلی از این کمدها رمزدار هستند و باید بازیکن رمز آنها را پیدا کند.

این آقای خشنی که شما کنترلش میکنید و قهرمان بینام بازی هستش، یک کامپیوتر جیبی دارد (پی.دی.ای) که از طریق آن ایمیل دریافت میکند. همچنین میتواند از کامپیوترهای جیبی به جا مانده از همقطارانِ معمولاً به لقاءالله پیوسته 😉 ایمیلهای آن مرحومان را به کامپیوتر خودش منتقل کند و همچنین بلاگهای صوتی آنها را گوش دهد.

حالا، من همین امشب توی یکی از مراحل به یکی از همین کمدهای کذایی برخورد کردم. یک کامپیوتر جیبی هم همان دور و ور بود که آن را برداشتم تا ایمیلهایش به کامپیوتر جیبی خودم منتقل شود و ایمیلهای کامپیوتر جیبی احتمالاً صاحاب مرده 😉 را باز کردم. نکتهی جالبش همین جاست. ببینید، گفته رمزش کجاست:

نوشته که رمزش را در این نشانی اینترنتی میتوانید پیدا کنید: www.martianbuddy.com. یعنی باید از بازی بیاییم بیرون، برویم داخل این سایت، رمز را پیدا کنیم و برگردیم. این هم سایت مزبور:
زمینهی فعالیتش گویا بازاریابی و تبلیغات است و جالب است که یک تکه تبلیغ اینجوری هم توی بازی دووم گرفته! به هر حال، این سایت رمز ما را به ما داد (همان پایین نوشته ۰۵۰۸)، و واقعاً هم که فرایند طولانی بیرون آمدن از محیط بازی، رفتن به سایت و سپس بازگشت به محیط بازی واقعاً ارزشش را داشت. چرا که داخل آن کمد اسلحهای بود بس خفن! که تا امروز عینش را در بازی ندیده بودیم و -جای شما خالی- کلی هم حالش را بردیم:

دوربین به دستان
اینها را ببینید:
اینها جمع شدهاند تا موجودی را ببینند که برای اولین بار در سواحل انگلیس دیده شده. فکر میکنید این چه جور موجودی است که این جمعیت را به اینجا کشانده؟
استانداردهای رابط کاربری برای نرمافزارهای فارسی
(۱)
تا به حال شده احساس کنید ویرایش جدید نرمافزاری که معمولاً از آن استفاده میکنید ظاهری عجیب، غیر متعارف یا حتی آزاردهنده پیدا کرده است؟! ظاهری که استفاده از آن را سخت کرده و شما نمیتوانید به راحتی گزینههای لازم برای کار با نرمافزار را پیدا کنید؟! به عنوان نمونه اگر کاربر اینترنت اکسپلورر ۶ بوده باشید احتمالاً در اولین مواجهه با ظاهر ویرایش جدید آن (۷) از این که منوی اصلی آن حذف شده (در واقع پنهان شده) تعجب خواهید کرد و مدتی طول میکشد تا بتوانید جای گزینههای نرمافزار را در ویرایش جدید پیدا کنید.

ادامه خواندن “استانداردهای رابط کاربری برای نرمافزارهای فارسی”
«چقدر» جالب؟!
(۱)
لرد کلوین گفته:
شما در صورتی میتوانید ادعا کنید در مورد چیزی دانش و آگاهی دارید که بتوانید آن را اندازه گرفته، در قالب اعداد بیان کنید!
این ادعا اغراقآمیز به نظر میرسد اما تلاش برای تحقق آن مفید است.
مثلاً فرض کنید نمایههای کوچکی از تعداد زیادی عکس با موضوعات یکسان را گذاشتهایم بغلدست هم و در یک صفحه جمع کردهایم و بینندگان میتوانند با کلیک بر روی نمایهی هر عکس آن را با اندازهی بزرگتر مشاهده کنند. اگر این صفحه روی اینترنت قرار گیرد و تعداد زیادی بازدیدکننده داشته باشد مشخص میشود که بعضی از عکسها به نسبت بقیه از نظر بازدیدکنندگان جالبتر هستند. «جالبتر» به این معنا که این عکسها نظر تعداد بیشتری از بازدیدکنندگان را به خود جلب میکنند و بنابراین تعداد بیشتری از بینندگان این عکسهای جالبتر را برای دیدن با اندازهی بزرگتر انتخاب میکنند. حالا اگر ما بتوانیم میزان جالب بودن عکسها را حساب کنیم و آن را با عدد و رقم بیان کنیم میتوانیم عکسها را به ترتیب میزان جالب بودن برای بینندگان مرتب کنیم تا تجربهی مفرحتری برای آنها فراهم آوریم. مسئلهی مهم اینجاست که بدانیم برخلاف آنچه ممکن است از مثال من برداشت شود «جالبتر بودن» با «پربازدیدکنندهتر بودن» متفاوت است. در واقع جالب بودن یک عکس میتواند باعث بیشتر دیده شدن آن شود اما اگر عکسی بیشتر دیده میشود لزوماً دلیل خیلی قاطعی وجود ندارد که از عکسهای دیگر جالبتر باشد. مثلاً ممکن است این عکس مدت زمان بیشتری در دید قرار گرفته باشد یا علت توجه به آن ارجاع از سایتها و صفحات وب پربازدیدکننده باشد یا حتی مثلاً جای آن در صفحه باعث بیشتر دیده شدن آن شود. معیار «جالب بودن» زمانی برای ما ارزش پیدا میکند که بتوانیم با تحلیل رفتار یک نمونهی آماری از بازدیدکنندگان برای آن «عددی» -فارغ از عمر عکسها، موضوع و سایر ویژگیهای آنها- به دست آوریم که بر طبق آن بتوانیم رفتار بازدیدکنندگان را در قبال یک عکس خاص در مقایسه با عکسهای دیگر پیشبینی کنیم.
این تقریباً همان چیزی است که فلیکر با ارائهی کمیتی به نام «جالب بودن» به دنبال آن است.
یکی از پربازدیدکنندهترین صفحات فلیکر صفحهی اکسپلور آن است. در این صفحه عکسهایی که در طی روز جاری روی فلیکر قرار گرفتهاند و از نظر فرمولهای فلیکر «جالبترین» هستند در دسترس قرار میگیرند. علاوه بر آن میتوان از طریق همین صفحه به «جالبترین»های روزهای قبل هم دسترسی پیدا کرد. جالب اینجاست که بایگانی جالبترینها همیشه دستخوش تحول است و رفتار بینندگان در طول زمان باعث میشود رتبهی عکسها در این بایگانی بالا و پایین برود.
(۲)
الگوریتمها و فرمولهایی که فلیکر برای تعیین میزان جالب بودن عکسها به کار میگیرد تا حدود زیادی سلیقهای هستند و در طول زمان هم تغییر میکنند. این مسئله باعث میشود درک چگونگی عملکرد این الگوریتمها مشکل باشد. چندی پیش یکی از کاربران ایرانی شناخته شده و حرفهای فلیکر تلاش کرد تا با ترغیب دوستان و آشنایان خود به علامت زدن یک عکس به عنوان «عکس مورد علاقه»، نظر دادن در مورد آن، برچسب گذاشتن روی آن و کارهایی مثل این عملکرد این الگوریتم را مورد تحلیل قرار دهد. عکس مورد نظر علی رغم این تلاشها به صفحهی جالبترینهای فلیکر منتقل نشد. آزمایش این کاربر ایرانی نشان داد که الگوریتمهای فلیکر تا حدود زیادی در برابر عملکردهای این شکلی مقاومند و پارامترهای مهم دیگری را غیر از حجم رجوع به یک عکس در فرمولهایشان دخیل میکنند (پی نوشت: حتی ممکن است به صورت دستی نتایج این الگوریتمها تغییر کند، برای کسب اطلاعات بیشتر نوشتههای پای عکس مذکور را بخوانید و لینکها را دنبال کنید).
(۳)
اگر طی دیروز و امروز به صفحهی جالبترینهای فلیکر مراجعه کرده باشید به احتمال بسیار زیاد عکسهایی را دیدهاید که در آنها به رویهی فلیکر در سانسور بعضی عکسها در بعضی کشورها اعتراض شده:

فلیکر اخیراً عکسهای با محتوای نامناسب (برهنگی و مانند آن) را علامت میزند و در صورتی که تنظیمات کاربر نشان دهد که این جور عکسها نباید برای او نشان داده شوند آنها را در دسترس او قرار نمیدهد. این تنظیمات میتواند توسط خود کاربر تغییر داده شود مگر آن که مشخص شود که کاربر تبعهی یکی از کشورهای آلمان، هنگ کنگ، کره یا سنگاپور است. در این صورت (حدس میکنم البته) به لحاظ محدودیتهای قانونی این کشورها این جور عکسها حتی علی رغم خواستهی خود کاربر در دسترس او قرار نمیگیرند. عکسهای اعتراضآمیز فوقالذکر این رویهی فلیکر را مورد انتقاد قرار دادهاند و تلاش میکنند فلیکر را وادار کنند در مورد این رفتارش «بیشتر فکر کند»!
صاحبان این عکسهای اعتراضآمیز در این نمونه ثابت کردهاند که الگوریتمهای فلیکر برای یافتن جالبترینها خیلی هم ضدگلوله نیستند و میشود رفتار آنها را کنترل کرد به گونهای که حتی علیه فلیکر رفتار کنند و به آن اعتراض کنند.
پی نوشت: انگار قبلاً هم در این مورد نوشتهام!
استانداردهای طراحی وب (۳)
اولین قسمت این سری را اینجا و قسمت دوم آن را اینجا بخوانید.
(۱)
دوست ندارم گمراهتان کنم! باید این واقعیت را بدانید که رعایت استانداردهای وب تضمین کنندهی نمایش یکسان صفحات وب در مرورگرهای مختلف نیست. در واقع میزان پشتیبانی مرورگرهای معمول از استانداردهای طراحی وب متفاوت است. به همین دلیل ممکن است صفحات وبی که از نظر ابزارهای تأیید کنندهی استاندارد کنسرسیوم وب (این و این) بدون ایراد تشخیص داده شدهاند در مرورگری مثل اینترنت اکسپلورر با اشکال نمایش داده شوند.
اولاً چرا اینطور است؟ مگر قرار نبوده تولیدکنندگان مرورگرهای وب استانداردهای طراحی وب را رعایت کنند؟ و ثانیاً با این وجود سایتهای سازگار با استاندارد وب چه برتریی بر سایتهای ناسازگار دارند؟
اولنش را یکی جواب بدهد 😉 ، اما در مورد دومی: اولاً همچنان که دوست ندارم گمراهتان کنم دوست ندارم از مرحله هم پرتتان کنم 😉 : این مشکل (عدم نمایش یکسان سایتهادر مرورگرهای مختلف) برای سایتهای سازگار با استاندارد وب بسیار کمتر از سایتهای ناسازگار اتفاق میافتد و در واقع معمولاً در جاهایی اتفاق میافتد که مرورگر در موارد خاصی اشکال نرمافزاری (باگ) دارد یا برخی از قابلیتهای مورد نیاز برای سازگاری با استانداردهای طراحی وب هنوز در نگارشهای فعلی آن پیادهسازی نشده است و با توجه به حمایت تمامی تولیدکنندههای مرورگر وب از کنسرسیوم وب و استانداردهای وضع شده توسط آن باید انتظار آن را داشته باشیم که با برطرف شدن این ضعفها در نگارشهای بعدی آنها کمتر شاهد بروز این مشکلات باشیم (همچنان که مایکروسافت از سازگاری بیشتر اینترنت اکسپلورر ۷ با استانداردهای وب به عنوان یکی از نقاط قوت آن نسبت به ویرایشهای پیشین آن یاد میکند). ثانیاً برتری عمدهی رعایت استانداردهای وب آن است که مشکلات مرورگرها با آن تا حدود زیادی مستند شده است. پیدا کردن علت این گونه مشکلات برای صفحات سازگار با استانداردهای وب بسیار سریعتر و آسانتر انجام میپذیرد تا سایتهای ناسازگار با این استاندارد.
علیالحساب این تذکر را -که سازگاری کامل با استاندارد وب دلیلی بر نمایش یکسان صفحهی وب در مرورگرهای مختلف نیست- فقط جهت آن دادم که در مواجهه با استثناها (در مقیاس آماری) خیلی شگفتزده نشوید و ایمانتان را از دست ندهید 😉 . وگر نه میزان وقوع این مشکلات کمتر از آن چیزی است که باعث شود نمایش مشابه صفحات استاندارد در مرورگرهای مختلف را از جمله برتریهای رعایت استانداردهای وب ندانیم!
(۲)
بین مرورگرهای وب اپرا معروف است به این که بیش از همه با استانداردهای طراحی وب سازگار است. آنقدر سازگاری با استانداردهای طراحی وب برای سازندگان این مرورگر مهم بوده که در عناوین کلیک راست این مرورگر عنوانی برای آزمایش سازگاری صفحه با این استانداردها در نظر گرفته شده است:

به این ترتیب اگر کاربر اپرا هستید میتوانید با استفاده از قابلیتهای این مرورگر همیشه از سازگاری صفحاتتان با استانداردهای طراحی وب مطمئن شوید. البته من به شخصه از مرورگر دیگری استفاده میکنم!
(۳)
استانداردهای طراحی وب تلاش میکنند ما را وادار کنند صفحات وب بهتری طراحی کنیم. «بهتر» هم به معنی خواناتر است، هم به معنی دسترسی آسانتر و هم به معنی سریعتر. برای دستیابی به این اهداف این استانداردها یک سری «پیشنهاد» برای طراحان وب دارند که رعایت آنها حتی از رعایت قوانین فرمولبندی شدهی کنسرسیوم وب مهمتر است و حتی بسیاری، استانداردهای طراحی وب را با این پیشنهادها (و نه با خطایابهای برخط کنسرسیوم) میشناسند!
یکی از مهمترین این پیشنهادها این است که طراح وب باید محتوا را از طراحی صفحه کاملاً جدا کند. به گونهای که بتوان بدون دستکاری در محتوی و تنها با تغییر فایلهای مرتبط با طراحی، نمای صفحات را عوض کرد! یکی از بهترین نمونههای پیادهسازی شدهی این پیشنهاد، مجموعهی جالب CSS Zen Garden است که در آن تنها با تغییر یک فایل CSS طراحی یک صفحهی ثابت گاهی به معنای واقعی کلمه «از زمین تا آسمان» فرق میکند.
از دیگر موارد پیشنهادی استانداردهای طراحی وب -که در واقع نتیجهی مستقیم پیشنهاد قبلی است- آن است که از «جدولها» فقط برای «نمایش دادههای جدولی» استفاده شود و نه برای طراحی ظاهر سایتها. استفاده از جدول (table) برای طرحریزی قالبهای صفحات وب تا همین چند سال پیش با رواج استفاده از نرمافزارهایی با اشکالات ساختاری در طراحی همچون مایکروسافت فرانت پیج معمول بود. از مشکلات عمدهی استفاده از جداول برای ایجاد نمای صفحات میتوان به آمیخته شدن متن و محتوای صفحهی وب با طراحی آن و همچنین نمایش کند و پر اشکال این گونه صفحات در مرورگرهای وب اشاره کرد (مرورگرهای قدیمیتر برای نمایش درست این گونه صفحات به دلایلی مجبور بودند دو بار صفحه را از میزبان سایت دریافت کنند!).
رعایت پیشنهادهای ذکر شده از جمله مواردی است که تأثیر مستقیم بر سازگاری بیشتر صفحات وب با نیازهای موتورهای جستجو دارد. چرا که برای آنها محتوای به دردبخور را از کدهای طراحی جدا میکند و آنها را در تشخیص اصل محتوا از ضایعات صفحات یاری میدهد.
الف) اخطار و درخواست: این سومین مطلبی است که در مورد استانداردهای طراحی وب مینویسم و این در حالی است که من یک طراح حرفهای وب نیستم و تا به حال هم تنها جهت رفع نیازهای شخصی خودم صفحهی وب درست کردهام. مطالبی که تا به حال خواندید و احتمال دارد بعداً هم ادامهی آنها را بخوانید برداشتهای شخصی من از این مقوله هستند و خیلی مستند و علمی نیستند. از کسانی که در زمینهی استانداردهای طراحی وب اطلاعات دارند خواهشمندم اگر در اظهارنظرها یا توجیهات من موارد گمراه کننده و غلط مشاهده میکنند تذکر دهند تا تصحیح کنم یا حداقل اظهارنظرشان پای نوشته بماند تا ضلالت من زیاد سرایت نکند 😉 .
ب) این نوشته را به سروش تقدیم میکنم!
سعی میکنم که ادامه داشته باشد …
برای فهم مطالب این سایت باید چند سال درس خوانده باشید؟!
ابزارهای زیادی هستند که سایتها را آنالیز میکنند و بر اساس معیارهای خاص خودشان به آنها نمره میدهند، اشکالات آنها را گوشزد میکنند و پیشنهادهایی برای بهبود آنها ارائه میکنند.
سایت Sitescore به نظرم یکی از بهترین این سایتهاست که قبلاً هم اشارهای به نشانی آن کرده بودم. در هر صورت، مدتی ابزار تحلیل این سایت در دسترس نبود تا این که اخیراً نگارش جدیدتری از آن ارائه شده که قابلیتهای جالبی دارد.
یکی از قابلیتهای جالب جدید (فکر میکنم البته) این سرویس آن است که متن صفحات سایتها را میخواند و بر این اساس تعیین میکند که برای فهم نوشتههای این سایت لازم است مخاطب چند سال درس خوانده باشد و چه تحصیلاتی داشته باشد! به این ترتیب به میزان خوانایی متن نوشتار سایتها نمره میدهد. به عنوان نمونه طبق تشخیص این سایت، برای فهم نوشتههای سایت موزیلا لازم است مخاطب شانزده و خردهای سال درس خوانده باشد. از این رو نوشتههای این سایت خیلی آسان فهم نیستند و خوانایی این سایت نمرهی پایینی میگیرد. ببینید:
اما برای درک مطالب سایت www.cssplay.co.uk -که فعلاً بالاترین نمرهی کلی را در بین سایتهای ارزیابی شده دریافت کرده- یازده و خردهای سال تحصیلات مدرسهای کافی است و از این رو این سایت از لحاظ خوانایی وضعش بهتر است:
البته همانطور که احتمالاً میتوانید حدس بزنید این قابلیت فعلاً فقط برای سایتهای انگلیسیزبان قابل استفاده است و هر چند قول این داده شده که این ابزار برای زبانهای دیگر هم در دسترس قرار گیرد اما آنچه مسلم است و به تجربه ثابت شده ما فارسیزبانها حتی در آیندهای دور هم نمیتوانیم انتظار پشتیبانی این ابزار یا ابزارهای مشابه آن را از زبانمان داشته باشیم 🙁 .
استانداردهای طراحی وب (۲)
انتظار دارم قسمت اول این سری را قبل از مطالعهی این مطلب خوانده باشید.
(۱)
اگر تجربهی برنامهنویسی داشته باشید این چیزی را که میگویم خوب متوجه میشوید: زبانهای برنامهنویسی (حداقل آنهاییشان که تا به حال به بازار عرضه شدهاند) نسبت به نقض قوانینشان حساسند و کوچکترین تخلفی را نمیبخشند. مثلاً اگر شما دستوری را اشتباه تایپ کنید تا وقتی اشتباه تایپیتان را تصحیح نکنید نسخهی قابل اجرا برایتان نمیسازند.
اما در زمینهی وب تا حدودی جریان فرق میکند. در واقع زبان (؟!) اچ.تی.ام.ال که صفحات وب با ترکیب دستورات آن درست میشوند علیرغم مشابهتهایی که با زبانهای برنامهنویسی دارد یک زبان برنامهنویسی به حساب نمیآید. اما به هر حال اینجا بازهم: یک سری دستور داریم (البته شاید «دستور» کلمهی درستی نباشد برای آنچه تگ خوانده میشود) و یک سکوی اجرا کننده (یک مرورگر) که این دستورات را میخواند و به صورت ترکیبی از عناصر متنی و تصویری نمایش میدهد.
خوشبختانه اچ.تی.ام.ال سختگیریهای زبانهای برنامهنویسی را ندارد: اگر شما دستورات را غلط بنویسید، تگهای باز شده را نبندید یا هر کار خلاف 😉 دیگری بکنید مرورگر در هنگام خواندن متن اچ.تی.ام.ال غلطهای شما را نادیده میگیرد یا آنها را با استفاده از الگوریتمهای هوشمندش تصحیح میکند.
اما آیا واقعاً این که مرورگر به طور هوشمندانه غلطهای ما را تصحیح کند همیشه خوب است؟: صورت درست یک دستور یا تگ، احتمالاً منحصر به یک یا چند شکل محدود است. اما صورت غلط چطور؟ به چند حالت میتوان یک دستور را غلط نوشت؟
در واقع مشکل نمایش نامشابه بسیاری از سایتهای اینترنتی در مرورگرهای مختلف تا حدود زیادی از همینجا نشأت میگیرد: مرورگرهای مختلف برای تصحیح غلطهای موجود در کد صفحه الگوریتمهای متفاوتی را به کار میگیرند. نحوهی عملکرد این الگوریتمها معمولاً مشابهتی با همدیگر ندارد. در واقع شاید خیلی وقتها اگر موارد غامض و فاحش این اشتباهات دستوری را به آدمها هم بدهیم که صورت درستشان را پیدا کنند ممکن است با چندین جواب متفاوت روبهرو شویم که هر کدامشان بنابر توجیهات و سلیقههای ارائه شده میتوانند درست باشند.
خوب! اگر ما میخواهیم صفحات سایتمان را همهی مرورگرها شبیه هم نشان بدهند باید چه کار کنیم؟ احتمالاً بهترین راه حل آن است که دستورات را غلط ننویسیم تا نیاز نباشد مرورگرها در مورد صورت درست دستورات تصمیمگیری کنند و به خاطر تصمیمات متفاوتی که میگیرند صفحهی ما را متفاوت نشان دهند.
اما یک سؤال: صورت درست دستورات را کجا میتوانیم بیابیم و چه ابزاری میتواند غلطهای ما را بگیرد تا بتوانیم صفحات وب بدون اشکال بسازیم؟
(۲)
تعیین استانداردهای طراحی وب را کنسرسیومی بر عهده گرفته که در آن بیش از ۴۵۰ شرکت معتبر فعال در زمینهی فناوری اطلاعات (از جمله مایکروسافت تولیدکنندهی مرورگر اینترنت اکسپلورر) عضویت دارند. مخفف نام این کنسرسیوم میشود W3C (کنسرسیوم شبکه جهانی وب). این کنسرسیوم در سایت خود ابزارهایی را برای یافتن ایرادات صفحات وب و کمک به همخوان کردن آنها با استانداردهای وب در اختیار گذاشته است (در این صفحه و همچنین این صفحه میتوانید اطلاعات بیشتری راجع به این کنسرسیوم و استانداردهای طراحی وب به فارسی بیابید).
اگر میخواهید همواره سایتتان با استانداردهای طراحی وب همخوانی داشته باشد لازم است پس از هر بهروزرسانی، سایت خودتان را با استفاده از ابزاری که در این صفحه از سایت کنسرسیوم وب در دسترس قرار گرفته چک کنید و خطاهای آن را رفع کنید. W3C برای تسهیل انجام این فرایند، امکان این را فراهم کرده که صاحبان سایتها بتوانند با قرار دادن یک لینک پارامتردار به این صفحه در سایت خودشان سریعتر و با زحمت کمتری این کار را انجام دهند. لوگوهای همخوانی با استاندارد کنسرسیوم وب در گام اول چنین کارکردی دارند. علاوه بر آن این لوگوها میتوانند مبلغ پیروی سایتها از استانداردهای وب باشند.
(۳)
بعضی وقتها احساس میکنیم استانداردهای وب زیادی سختگیرانه طراحی شدهاند. مثلاً شما باید برای تمامی عکسهایی که در صفحات سایتتان استفاده میکنید -بلا استثنا- یک توضیح متنی ارائه کنید! واقعاً این کار چه لزومی دارد و چرا باید زمان زیادی را صرف برچسبگذاری عکسهایی بکنیم که شاید پیدا کردن معادل متنی برایشان سخت و زمانبر باشد؟
این قوانین به ظاهر سختگیرانه در واقع تلاش میکنند امکان استفادهی افراد نابینا را از صفحات وب فراهم آورند یا آن را تسهیل کنند.
اما این کار مزایای دیگری هم دارد. مثلاً موتورهای جستجو در بازخوانی صفحات وب همانند نابینایان محدودیتهایی در پردازش تصاویر دارند. در صورتی که ما با ارائهی توضیحات متناسب امکان این را فراهم آورده باشیم که افراد نابینا بتوانند موضوع تصاویر استفاده شده را تشخیص دهند در واقع به موتورهای جستجو هم کمک کردهایم تا تصاویر ما را با متنهای مناسب برچسبگذاری کنند و آنها را در پاسخ جستجوهای کاربران در اختیار آنها بگذارند.
گفته میشود رعایت استانداردهای وب یکی از اصول اولیهی فرایند بهینهسازی سایتها برای موتورهای جستجو است. این فرایند که به طور خلاصه SEO خوانده میشود به سایتها کمک میکند تا جایگاه بهتری در موتورهای جستجو بیابند و در هنگام جستجوی واژههای متناسب نام آنها زودتر و بالاتر از سایتهای رقیب نمایش داده شود.
شاید ادامه داشته باشد …











