داشتم فیلم پارک ژوراسیک را میدیدم (شماره یک آن را)، برای دومین بار و این بار دقیقتر. چند نکته به نظرم آمد و همینطور بد ندیدم فهرست دایناسورهای فیلم را یکجا جمع کنم (احتمالاً در نوشتههای آینده). اگر فیلم را ندیدهاید میتوانید خلاصهی فارسی رمان آن را از اینجا دریافت کنید.
برادران اتنبرو
در فهرست بازیگران فیلم نام ریچارد اتنبرو نظرم را جلب کرد. اتنبرو؟! این نام را قبلاً جای دیگری دیدهام : در مجموعهی مستندهای حیات وحش بی.بی.سی. درست است! این بازیگر و کارگردان مشهور انگلیسی برادر ارشد طبیعیدان و مجری و سازندهی برنامههای حیات وحش دیوید اتنبرو است. هر دو برادر لقب سر دارند. ریچارد اتنبرو به خاطر کارگردانی فیلم گاندی برندهی جایزهی اسکار شده است (فکرش را بکنید! یک «انگلیسی» دربارهی گاندی فیلمی ساخته که جایزهی اسکار برده!).
کامپیوترهای پارک ژوراسیک
سال ۹۳؟ آن وقتها با کامپیوترها چه کارهایی میشد کرد؟ احتمالاً نمیشد تصویر زندهی خروجی یک دوربین مداربسته را روی صفحهی مونیتور دید و این اتفاق میتوانسته جزئی از فیلمهای علمی تخیلی باشد. در یکی از صحنهها دنیس ندری (عنصر خائن داستان) در حالی که دارد با خریدار دی.ان.ای ها تلفنی صحبت میکند تصویر او را هم از طریق یکی از دوربینها میبیند. فقط مشکل کوچکی وجود دارد و آن این است که برنامهی پخشکنندهی تصویر زنده مثل پخشکنندههای فیلم از پیش ضبط شده، نواری برای جلو و عقب بردن صحنهها دارد که همزمان با نمایش تصویر دوربین، به جلو حرکت میکند!

دنیس ندری برنامهنویس سیستمهای کنترلی پارک ژوراسیک است. در بعضی صحنههای میشود از روی مونیتور کدهای برنامههایش را خواند. به نظر میرسد بیشتر برنامههای کنترلی این پارک تخیلی را او با پاسکال نوشته است! سعی کنید دستورها را بخوانید:

اما نه همهی آن را! اینها دستورات کدام زبان برنامهنویسی هستند؟ :

آیا ممکن است روزی به واقعیت بپیوندد؟
در داستان پارک ژوراسیک دانشمندان توانستهاند دایناسورها را دوباره خلق کنند. اما چگونه؟ روش آنها بر این فرض استوار است که پشههای دورههای ماقبل تاریخ همانند پشههای امروزی خون انواع جانوران و از جمله دایناسورها را میمکیدهاند. تعدادی از این پشهها در صمغ درختان به دام افتادهاند، این تودههای صمغ سفت شده و بدن پشهها و خون مکیده شده در آنها تقریباً به همان حالت ماقبل تاریخی، سالم، باقی ماندهاند. حالا این دانشمندان این صمغهای خشک شده (=کهربا؟!) را پیدا کردهاند، باقیماندههای خون موجود در بدن پشهها را بیرون کشیدهاند، تکههایی از DNA دایناسورها را در آن تشخیص داده و جدا کردهاند و زنجیرهی DNA به دست آمده را با استفاده از DNA قورباغههای امروزی کامل کردهاند و نهایتاً عناصر حیاتی را داخل تخم جانوران دیگر پرورش داده و به دایناسورهای زنده رسیدهاند. اما آیا این روش نمیتواند یک دستورالعمل عملی برای خلق مجدد دایناسورها باشد؟!
بر طبق دلایل ارائه شده در این نوشتار، این دستورالعمل فقط در یک فیلم تخیلی میتواند کارایی داشته باشد. در سال ۹۲ (یک سال پیش از نوشته شدن رمان و ساخته شدن این فیلم) ادعا شد که تکههایی از زنجیرهی DNA دایناسورها از صمغهای خشک شدهی حاوی حشرات ماقبل تاریخ استخراج شده. اما خوب! DNA مادهای است که در زمان بسیار کمی شروع به متلاشی شدن میکند، مخصوصاً اگر در مجاورت آب قرار گیرد. صمغ درختان خاصیت ضد آب دارد و میتواند مادهی محافظ خوبی برای نگهداری بافتهای زنده باشد. اما بعضی از باکتریهایی که باعث پوسیدن بدن حشرات مرده میشوند در «درون» بدن این حشرات وجود دارند و با وجود خاصیت محافظتی صمغ، وقتی حشرات در درون آنها به دام میافتند باعث پوسیدگی اندامهای درونی آنها میشوند. همین عامل باعث میشود احتمال به دست آمدن نمونههای سالم یا خیلی خوب ماندهی حشرات به دام افتاده در صمغ کم باشد. در ضمن پشهها درصد کمی از حشرات به دام افتاده در کهرباهای ماقبل تاریخی یافت شده را تشکیل میدهند. بیشتر آنها زنبورهایی هستند که از صمغ درختان تغذیه میکردهاند. با این حال نمونههایی از پشهها نیز در این صمغهای خشک شده یافت شدهاند. در هر صورت حتی اگر روزی بتوان زنجیرهی کامل DNA یک دایناسور را از این صمغها یا به روشهای دیگر استخراج کرد ایجاد یک موجود زنده از روی آن یک چالش بزرگ دیگری است. اینها تکههایی از متن این نوشته بود که در خاطرم مانده بود. اگر یادماندههای من از این نوشته قانعتان نکرده، احتمالاً خواندن اصل نوشته قانعتان میکند که این کار غیرممکن است.
در این فیلم -تا آنجا که من دقت کردم- هیچ حشرهی ماقبل تاریخی زندهای را نمیبینیم. پشههای به دام افتاده در کهرباها بسیار بزرگ به نظر میرسند:

البته این میتواند ناشی از خاصیت ذرهبینی کهرباها باشد. اما گویا در دورههای ماقبل تاریخ حشراتی وجود داشتهاند که از نظر ابعاد عظیمالجثه بودهاند. مثلاً نوعی حشره شبیه سنجاقک به نام مگانیورا وجود داشته که پهنای بالهایش به ۷۵ سانتیمتر میرسیده. این حشره شکارچی بوده و از برخی حشرات و دوزیستان کوچک تغذیه میکرده. دانشمندان عامل غولآسایی این حشره و بسیاری از موجودات ماقبل تاریخ را وجود میزان اکسیژن بیشتر (به اندازهی بیست درصد بیشتر از حالا) در اتمسفر زمین ماقبل تاریخ میدانند.




