این را در نظرات یکی از وبلاگها خواندم، یادم نیست کدام وبلاگ. اما به هر حال کار مرا فعلاً راه انداخته. گفتم شاید شما هم، همهٔ زندگی آنلاینتان روی جیمیلتان باشد و دسترسی از طریق محیط آشنایی وبی آن برایتان ضروری، شاید این راه حل به درد شما هم بخورد: دی.ان.اسهای ارتباط اینترنتیتان را روی 8.8.8.8 و 8.8.4.4 تنظیم کنید بلکه رستگار شوید.
Category: نوشتههای پراکنده
پیشنهاد
میآیی از سر کار، ایمیلها را چک میکنی، میبینی یکی گزارش داده نمیشود برنامه را دریافت کرد. حدس میزنی مشکل مربوط به انتظار چند ثانیهایست که باید قبل از شروع دریافت بکشند، جوابی میدهی. میآیی جهت اطمینان یک بار آزمایش کنی. میبینی سایتی که استفاده از آن لینکهای میانی برای در دست داشتن تعداد دریافتها درست کرده بودی فیلتر شده.
خوب! مشکلی نیست، آمار به درک! لینکها را با لینک اصلی سرویس میزبانی پروژه جایگزین میکنم.
میآیی لینکهای اصلی را جایگزین کنی. یک بار تصمیم میگیری آزمایششان کنی. میبینی که از آن طرف پیغام تحریم میگیری!

چه همزمانی جالبی! آن طرفیها را که حرجی برشان نیست. به اعتراف خودمان دشمنمان هستند و دشمن که به دشمن سرویس نمیدهد. این طرفیها را من ماندهام: چرا تعارف میکنند؟ مگر نه این است که اینترنت همهاش دردسر است برایتان. تعطیلش کنید یا محدودش کنید به همان هفت هشت ده سایت بیخطر و تأیید شده. خیال همهمان را راحت کنید. بهتر نیست؟
نوزادان به زبان مادریشان گریه میکنند!
یکی از وبلاگهای زیرمجموعهٔ سایت بی.بی.سی (انگلیسی) مطلبی منتشر کرده با عنوان صد چیزی که تا پارسال نمیدانستیم. فهرستش را ببینید (اینجا). مطالب جالبی بینشان هست. مثلاً اشتراکی که ژنرال فرانکو دیکتاتور اسپانیا و هیتلر در نقص عضو داشتند، یا این که تعداد زیادی از مساجد شهر مکه جهت محرابهایشان اشتباه است و به قبلهٔ صحیح اشاره نمیکنند، این که قلب شکسته را میشود با دارو درمان کرد!، این که میمونهای تایلندی به بچههایشان یاد میدهند که چطور از موی انسان به عنوان نخ دندان استفاده کنند و … .
اما جالبترینشان -به نظرم- یافتهٔ محققان آلمانی است دربارهٔ این که نوزادان، بسته به زبان مادریشان با لهجههای متفاوت گریه میکنند! بر اساس این پژوهش، نوزادان در مرحلهٔ جنینی و با توجه به صداهای دریافتی از محیط بیرونی تحت تأثیر لهجهٔ مادرشان قرار میگیرند. اگر حوصله داشتید اصل مقاله را بخوانید (اینجا) و اگر نه، صدای گریهٔ نوزاد آلمانی و فرانسوی را در این صفحه گوش کنید تا تفاوت را ببینید.
خط نشانهای چینی و گویش الویری
در خط چینی -گویا- برای هر کلمه یک نشانهٔ یکتا و تجزیهناپذیر به الفبا وجود دارد مثلاً کلمهٔ «زن» را اینطور مینویسند:

و کلمهٔ «نهمین ماه» را اینطوری (فکرش را بکنید: برای «نهمین ماه» یک نشانهٔ جدا دارند! برای اولین، دومین، …، بیستمین ماه چطور؟!):

فکر میکنید چنین خطی چند نشانهٔ یکتا دارد؟ پاسخ چیزی حدود چند ده هزار است (به گفتهٔ ویکیپدیا ۴۷۰۳۵ نشانه)! از کسانی که با این خط آشنایی دارند هم گویا انتظار نمیرود که تمام نشانههای آن را بشناسند. اما آیا چند ده هزار نشانه برای نوشتن تمام کلمات یک زبان کافی است؟ مسلماً نه! مگر آن که با ترکیب آنها نشانههای جدید ساخته شود. چینیها گویا از همین روش استفاده میکنند و عملاً با ترکیب این نشانهها در جهتهای مختلف نشانههای جدید میسازند. البته این که ترکیب دو کلمه چه معنایی خواهد داد ،گویا، تا حدود زیادی وابسته به فرهنگ چینی است. مثلاً ترکیب دو کلمهٔ بالا در کنار هم نشانهای را میسازد که معنیش «حاملگی» است (خط اول تصویر)!

نمونههای دیگری هم هستند. مثلاً چینیها برای «سر و صدا» هم نشانهٔ جداگانه ندارند و نشانهٔ آن را از ترکیب چند نشانهٔ دیگر میسازند. فکر میکنید از ترکیب چه نشانههایی؟ مثال سوم تصویر پایینی را ببینید:

در هر حال، این مطلب را حین مرور سرسری این کتاب دیدم (صفحات ۱۵۱ و ۱۵۲). به نظرم جالب آمد.
شاید خیلی با ارتباط نباشد اما به نظرم اگر علاقمند بودید سری به این صفحه بزنید و مشخصات گویش الویری را هم ببینید. گویشی که به نظر میرسد ریشهٔ فارسی دارد، اما در صرف افعالش مذکر و مؤنث دارد و…! صرف فعل دویدن در این گویش:
۸۸
همین پریروز از تعطیلات طولانی بیست روزه برگشتهام. دوری از اینترنت و کلاً کامپیوتر مزه داده و فعلاً چندان میلی به بازگشت به عادتهای پیش از عید ندارم. کلی ایمیل نخوانده دارم و … .
میدانید؟! مدتهاست که شبها پیش از خواب، راجع به کارهایی که قرار است انجام دهم فکر نمیکنم و برای آمدن فردا اشتیاق ندارم! شدیداً نیاز به تغییر دارم. امیدوارم امسال فرصت تغییر را بیابم و بتوانم از آن استفاده کنم.
سال نو مبارک!
حدیث نفس!
شما از تلفن همراهتان چه استفادهای میکنید؟ بیشتر صحبت میکنید؟ پیامک میفرستید؟ یا …؟! این نمودار را ببینید:
نمودار را از سایت گراف جم برداشتهام، از این صفحه. ایدهی این سایت آن است که بازدیدکنندگان و علاقمندان به سایت با کمک ابزارهای آن نمودارهای طنزآمیز و خندهدار درست کنند. بگذریم!
دو یا سه هفته پیش من گوشی موبایلم را (روشن و در حال کار) با ماشین لباسشویی شستم و بعد از آبکشی، از جیب کاپشنم بیرونش آوردم.
توصیهی اقتصادی: اگر شما هم بلای مشابهی سر گوشیتان آوردید، اولین کاری که میکنید این نباشد که سعی کنید روشنش کنید تا ببینید کار میکند یا نه. سعی کنید بگذارید به اندازهی کافی خشک شود، بعد …
به هر حال، توصیهی بالایی حاصل جستجوهای بعد از واقعه -به دنبال راه علاج- است و من دقیقاً اولین کاری که بعد از بیرون آوردن آن از جیب کاپشنم کردم روشن کردن آن بود! روشن شد، البته فقط فلاش دوربینش. بعد از آن یکی دو باری گوشی را باز و بسته کردم. همه جایش را خشک کردم و امتحانهای مجدد، نتیجهای جز حداکثر همان روشن شدن فلاش دوربین یا چراغ مادون قرمز نداشت. باتری را به کمک فلاش دوربین کاملاً خالی کردم. اما بعد از آن دیگر گوشی باتری را شارژ نکرد …، کم کم به فکر تعمیرکار افتادهام و البته به دنبال آن وسوسهی خرید یک گوشی جدید یقهام را محکم گرفته و دستش را توی جیبم کرده این روزها و من ضعیفالنفس به زودی احتمالاً در برابرش تسلیم خواهد شد و … .
در هر صورت، در این مدت نبود گوشی موبایل را من به صورت متفاوتی احساس کردهام. من با «تلفن» موبایل خیلی کمتر از حد متعارف سر و کار داشتهام و دارم. میدانید؟! نبود گوشی، در گام اول، باعث شد -بعد از مدتها- سراغ ساعت زنگدار قدیمیم بروم و تازه بفهمم زنگ آن چندان مطمئن کار نمیکند. هر چند، همان پیشترها هم صبحها معمولاً چند دقیقه پیش از این که موبایلم زنگ بزند از خواب بیدار میشدم. الان هم همینطور است! با این تفاوت که این روزها با خیال راحت تا صبح، یکسره نمیخوابم و معمولاً نیم ساعت یا یک ساعت پیش از ساعت مقرر بیدارم.
مشکل دیگر، مربوط به پخت و پز است و زمانهایی که باید طول بکشد تا مرحلهی بعدی پختن را انجام دهم. برای این کار یک زمانسنج ویندوزی داونلود کردم که چندان ازش خوشم نیامد. این چند وقته، یا از این ساعت زنگی آنلاین استفاده میکردهام یا زمان شروع هر مرحله را روی کاغذ مینوشتهام تا حواسم به کارم باشد.
لیست خریدها (چند بار رفتهام برای خرید یک چیز خاص، یادم نیامده چه میخواستم بخرم، کلی آت و آشغال اضافی خریدهام، برگشتهام و متوجه شدهام آن چیز ضروری بین لیست خریدهایم نیست!)، موعد پرداخت هزینهی اینترنت، موعد اجارهخانه و … ! میدانید؟! من به یک گوشی موبایل احتیاج دارم، البته احتمالاً فقط به یک «گوشی» موبایل!
به هر حال، وبگردی دربارهی گوشیها را شروع کردهام. این روزها صفحههای لمسی و جی.پی.اس متداول شده و من هم تقریباً مصمم هستم که -اگر خواستم بخرم- این بار یک گوشی حائز این قابلیتها و «سیستمعاملدار» بخرم، ترجیحاً ویندوزی، اما با بودجهای که در نظر گرفتهام احتمالاً معقولترین گزینه نوکیا ۵۸۰۰ اکسپرس میوزیک است که سیمبینی است. شاید هم بر وسوسهی پرخرجم غلبه کردم و همان گوشی آب کشیده را فرستادم تعمیر، تا ببینم چه میشود.
شب دوم از شب یلدا طولانیتر است
آیا میدانید که لحظه شروع زمستان و تحویل خورشید به برج جدی امسال در ساعت ۱۵ و ۳۳ دقیقه و ۴۵ ثانیه روز اول دی ماه ۱۳۸۷ اتفاق میافتد و به این دلیل شب دوم دی ماه از شب اول (شب یلدا) طولانیتر است؟
در تهران شب دوم دی ماه از شب اول نیم ثانیه طولانیتر است.
بیربطنوشت: چند روزی ولایت بودم، به همین دلیل آمار ایمیلهای نخوانده، نظرات بازبینی نشده (گزیر) و حاشیههای اعمال نشده (گنجور)ام کمی بالا رفته. از دوستانی که در انتظار پاسخ یا عکسالعملی از طرف منند خواهش میکنم همچنان صبور باشند!
بیچاره خضر!
ما ازین هستی ده روزه به جان آمدهایم
وای بر خضر که زندانی عمر ابد است!
و اخطار میدهد که:
به احتیاط ز دست خضر پیاله بگیر
مباد آب حیاتت دهد به جای شراب!
این «خضر» را در بعضی شعرها مثل این بالایی باید گویا با دو حرکت خواند، احتمالاً چیزی مثل «خِضِر» تا وزن شعر درست باشد (در بیت اولی این طوری نیست). به هر حال اگر کسی تلفظ صحیح این اسم را در این موارد میداند، بگوید، یاد بگیریم!
در هر صورت، جناب «صائب» گویا از عمر جاویدان خوشش نمیآمده (گربه، گوشت و …؟! 😉 )، و احتمالاً باید برایش اظهار خوشحالی کنیم که زنده نمانده تا بشنود کارشناسان عقیده دارند که انسان میتواند تا ۱۰۰۰ سال عمر کند. البته گویا جناب صائب هممسلکانی در بین همان کارشناسان هم دارد چرا که طبق عنوان مقاله، عدهای از کارشناسان قصد دارند جلوی این کار نشده را بگیرند (متن مقاله را درست نخواندهام ببینم منظورش چیست)!
با این مضمون باز هم دارد:
خبر ز تلخی آب بقا 😉 کسی دارد
که همچو خضر گرفتار عمر جاوید است
داشتم تکبیتهای صائب را وزنیابی میکردم برای گنجور، این بیتها را دیدم، به نظرم جالب آمدند. خوبی قالبی مثل تکبیت این است که اضافه ندارد، شاعر جان نکنده تا کلی مزخرفات اضافی به یک بیت ناب اضافه کند تا شعرش از لحاظ ظاهری کامل شود. بیتهای دیگری را هم علامت زدهام، به نظرم جالبند. از آن جمله این بیت معروف است که میگوید:
یک عمر میتوان سخن از «زلف یار» گفت
در بند آن مباش که مضمون نمانده است
یک پند از نوع امنیت اجتماعی 😉 :
دل بی وسوسه از گوشه نشینان مطلب
که هوس در دل مرغان قفس بسیار است!
یک توصیهی شغلی:
در کارخانهای که ندانند قدر کار
از کار هر که دست کشد کاردانتر است
و سرانجام یک روایت خودشناسانه:
تا دادهام عنان توکل ز دست خویش
کارم همیشه در گره از استخارههاست
نورتون، سیا، گوگل و …
داشتم فیلم اولتیماتوم بورن را میدیدم. به این تصاویر از یکی از صحنههای فیلم دقت کنید:
ایراد فایرفاکس ۳ یا …؟
چند وقتی است مشکل عجیبی با فایرفاکس پیدا کردهام: بعد از این که کمی با فایرفاکس کار میکنم کلیک چپ ماوس کامپیوترم از کار میافتد. اوایل فکر میکردم مشکل از ماوس است، اما بعد از این که کارکرد کلیک چپ و راست را عوض کردم متوجه شدم که همان اتفاق این بار برای دکمهی کلیک راست هم میافتد در حالی که دکمههای دیگر ماوس کار میکنند و این اتفاق در نرمافزاری غیر از فایرفاکس نمیافتد.
از جستجوی مختصری که راجع به مشکل کردم اینطور دستگیرم شد که این ایراد اتفاقاً زیاد شاکی دارد و اخیراً کاربران فایرفاکس وقوع آن را زیاد گزارش کردهاند. از آنجا که این اتفاق در وضعیت Safe Mode هم میافتد مشکل مربوط به افزونهها نیست. راه حلی که فعلاً من با آن میسازم این است که همیشه یک برنامهی دیگر در کنار فایرفاکس در حال اجرا داشته باشم و هر وقت ماوس از کار افتاد با Alt+Tab سراغ آن برنامه بروم و دوباره برگردم به فایرفاکس تا مشکل موقتاً حل شود.
در هر صورت، بد ندیدم محض بروز کردن وبلاگ (و اعلام زنده بودن 😉 ) هم شده مشکل را اینجا مطرح کنم بلکه کسی راه حل نهایی آن را بداند.


