امشب کانال چهار داشت در برنامهی سینما و ماوراء (سینمای ماوراء ؟) نسخهی آمریکایی آب سیاه یا آب تیره را نشان میداد که من اواخر آن را دیدم. من قبلاً نسخهی ژاپنی این فیلم را دیدهام و باید بگویم با وجود آن که در درک زبان آن مشکل داشتم (فیلم به زبان ژاپنی بود و زیرنویس هم نداشت) برایم آنقدر ترسناک جلوه کرد که مجبور شدم آن را تکه تکه ببینم! به هر حال نسخهی آمریکایی تفاوتهای زیادی با نسخهی ژاپنی دارد و اصلاً به آن ترسناکی نیست (البته من فقط اواخر فیلم را دیدم که با اواخر فیلم ژاپنی خیلی متفاوت بود)، فکر میکنم در نسخهی ژاپنی تأکید روی ترس است، ترسی که آنقدر تصویری است که انتقالش نیاز به درک زبان گفتگوهای فیلم ندارد (در نسخهی ژاپنی چهرهی دختر مرده همواره با موهایش پوشانده شده یا حداکثر قستمهایی از چهرهی مخدوش و از بین رفتهی او نشان داده میشود، حتی جایی که صحنهی مرگ دخترک بازسازی میشود او را از پشت سر نشان میدهد تا حتی چهرهی زندهی او دیده نشود، در واقع ابهام و رازآلودگی این شخصیت به ترسناک شدن بیشتر آن کمک میکند)، در حالی که نسخهی آمریکایی با توجه به این که سعی میکند داستان کاملتری را روایت کند و زندگی خانوادگی شخصیتهای اصلی داستان را روشنتر به تصویر بکشد فرصت کمتری برای ایجاد و حفظ فضای رعبآور داستان به دست میآورد.

زمانی من علاقهی زیادی به پوستههای برنامهی پخش موسیقی وینامپ داشتم. آنقدر زیاد که تعداد زیادی از پوستههای این نرمافزار را داونلود کرده بودم و بخش مهم سرگرمیهای اینترنتی من پرسه زدن در سایتهای پوستههای نرمافزارها و دریافت و نصب و لذت بردن از قیافهی پوستههای جدید بود (سایتهایی مثل 


